تنهای تنها
آخرين تاريخ به روز شدن: 07/02/2010
ساير صفحات: [1]

من چقدر ساده بودم که دل به تو باخته بودم


تو خيالم واسه تو فرشته اي ساخته بودم


تو رو بهتر از همه گلاي سرخ ديده بودم


واسه ظلمت دلم ستاره اي چيده بودم


اون که عاشقت نبود چرا قلبتو ربود


ما که عاشقت شديم اين جوري کار ما بود


حالا که با دگري هستي و غافل از مني


چرا به اين دل من زخم زبون هم مي زني


بعد تو عاشقي از يادم مي ره


ديگه اين ترانه ها منو عذابم نمي ده


اون که عاشقت نبود چرا قلبتو ربود


ما که عاشقت شديم اين جوري کار ما بود


وقتي که عطر تنت ميشه همه خواهشم


مي بينم گناه تو اما باز چشم مي پوشم


امون از کار اين دل که بازم تو رو مي خواد


مي بينه حال اما دنبالت مياد


اون که عاشقت نبود تو رو تنها مي زاره


ولي عاشقت هنوز ميگه دوست داره

ادامه...

از کاتگوری: مطا لب
تاريخ درج: 08:02 07/02/2010 نويسنده: moj siyah نظرات(0)

وقتي تو رو خواب ميبينم يادم ميره تلخي تو


يادم ميره که چه جوري گفتي بهم ديگه برو


يادم ميره شکستن دلي که عاشقي نکرد


بهار سبزمو گرفت گفتش به من خزون زرد


چشام کنايه ميزنه دلم شکايت مي کنه


شرح تمناي منو از تو حکايت مي کنه


تو خواب و بي خوابي من نميشه خط رو تو کشيد


هرجا که اين نگام ميره آخ نميشه تورو نديد


مي خوام گل عشق تو رو از توي باغچه بچينم


اما بازم نميتونم وقتي تو رو خواب ميبينم


تموم دلتنگي من با خواب تو تموم ميشه


دوباره ديدن چشات تمام آرزوم ميشه





سروده ي پيام شريعت

ادامه...

از کاتگوری: مطا لب
تاريخ درج: 08:01 07/02/2010 نويسنده: moj siyah نظرات(0)

دست عشق از دامن دل دور باد!



مي توان آيا به دل دستور داد؟



مي توان آيا به دريا حکم کرد



که دلت را يادي از ساحل مباد؟



موج را آيا توان فرمود:ايست!



باد را فرمود:بايد ايستاد؟



آن که دستور زبان عشق را



بي گزاره در نهاد ما نهاد



خوب ميدانست که تيغ تيز را



در کف مستي نمي بايست داد

ادامه...

از کاتگوری: مطا لب
تاريخ درج: 08:00 07/02/2010 نويسنده: moj siyah نظرات(0)
آنلاين: MTE, محمد هاشم قاهر, جواد رجبی مقدسی, و 222 مهمان